تبليغاتX
روي ماه
قبلاً ها گاه گاهی پستی می گذاشتیم و دلمان خوش بود که همین یک کار را کرده ایمـ!

الآن به برکت سرویس دهی بلاگفا همان یک توفیق هم از ما سلب شده.

اما یک خوبی دارد و آن این است که آدم می فهمد درمدت زمان به این کوتاهی (مثل یک ماه) چقدر نظرش درمورد به قول سقراط «چیزها» تغییر کرده است.

مثلاً الآن به این ایمان رسیده ام آنچه که باید دل مرده چون منی را زنده کند صدایی از بیرون نیست.

تازگی ها فهمیده ام خدا هم مثل من! نشسته منتظر آن صدا.

صدایی که باید از دل من شنیده شود...

نمی دانی چقدر بد است که حس کنی خدا را منتظر گذاشته ای...

+ نوشته شده توسط تكتم حسين زاده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 و ساعت 20:3 |

قبلاً ها وقتی چیزی مرا می آزرد که از این دنیا دل زده می شدم، با افتخار رو می کردم به خدا و می گفتم: «مهم نیست. من به خاطر ارزش هایی زنده ام که هنوز وجود دارند».

الآن دل زده شدم از این دنیا و دیگر آن صدا در من نیست...

آن قدر دلم برای آن صدا تنگ شده که حاضرم برای دوباره شنیدنش هر کاری بکنم...

شاید کسی باید بیاید که آن صدا را زنده کند در دلهایی مثل دل من که مرده اند...

کاش آن کسی که خدا مأمور به زنده کردن دلهایش کرده زودتر بیاید...

ای کاش زودتر بیاید...

+ نوشته شده توسط تكتم حسين زاده در سه شنبه هفدهم خرداد 1390 و ساعت 12:46 |

بعداز کلی دوندگی و مثل از پشت کوه درآمده ها! با از این و از آن پرسیدن موفق شدم به اتاقی وارد بشم که کورسوی امیدی برای نجات از پله های تیز و تنگ و تاریک اداره در اون دیده می شد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط تكتم حسين زاده در سه شنبه چهاردهم دی 1389 و ساعت 0:52 |

این روزها «مختارنامه» را که می بینیم چشممان همش دنبال آدمی می گردد که شبیه شخصیت خودمان است. دوست داریم بدانیم که اگر ما آن زمان، یعنی در برهه ای از تاریخ که امام حسین (علیه السلام) را کشتند، درجایی نزدیک به کربلا حضور داشتیم چه می کردیم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط تكتم حسين زاده در سه شنبه بیست و سوم آذر 1389 و ساعت 0:23 |

عزیزی می گفت فرق پیامبر و امام در این است که پیامبر راه و مقصد را نشان می دهد اما امام دست مأموم را می گیرد و او را به سرمنزل مقصود می رساند.

تفسیر قشنگ پیمودن مسیر کمال در نگاه یک آدم معمولی. یک کمی مبالغه آمیز نیست؟؟ یعنی امام اینقدر ....  مهربان است؟!...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط تكتم حسين زاده در شنبه بیست و دوم آبان 1389 و ساعت 23:24 |

ملک سلیمان نبی را اگر دیده باشید بدون شک چیزی به نام حس تنهایی یک کمی شانه هایتان را مورمور کرده است. و حسی به نام ترس از شیاطین. الآن که به تنها فیلم آخرالزمانی ساخته دست ایرانی ها فکر می کنم با خودم می گویم... فقط خدا می داند الآن دلم کجاست. کاش جایی برای ظهور منجی در قلبم مانده باشم. کاش تیرهای شیاطین به من اثابت نکند. یا اگر که کرد کاش لااقل سلیمان در نزدیکی ام باشد. کاش سلیمانی بود که اکنون دستش را برسرم می کشید. و من شفا می یافتم. کاش حضورش را حس می کردم و برای سلامتی دوباره ام دعایش می کردم. کاش سلیمان من ببیند که دلم گرم بازی است. حواس من نیست. کاش سلیمانم بی حواسی ام را ببیند. نگاهم کند. دلش بسوزد و جلو بیاید و دستی بر سر من بکشد. آخر؛ من سخت محتاج شفایم.

+ نوشته شده توسط تكتم حسين زاده در شنبه پانزدهم آبان 1389 و ساعت 23:10 |

مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم

هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم

خوش به حال قمی ها که امروز عزیزترین مهمان دنیا را پذیرایی می کنند. خوش به حال آنها که این روزها می توانند روی ماه آقا را از نزدیک ببینند. خوش به حالشان...
+ نوشته شده توسط تكتم حسين زاده در چهارشنبه پنجم آبان 1389 و ساعت 23:15 |
خیلی دلم می خواهد بدانم شبی که بمیرم فردایش چه شکلی است؟ احتمالاً فردایش خورشید از سمت مشرق بیرون می آید. ماهی ها در آب نفس می کشند. نوزادها بعد از نه ماه و نه روز انتظار از مادرشان متولد می شوند و ستاره ها شب ها پیدایشان می شود. احتمالاً شبی که من بمیرم فردایش هوا ابری نمی شود. آفتابی است. مثل خیلی از روزهای پاییزی شهرم. تقریباً مطمئنم که روز بعد از مرگ من همین شکلی است...
+ نوشته شده توسط تكتم حسين زاده در دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 و ساعت 0:14 |

حضرت امیر (علیه السلام) می فرمایند: «از انجام کاری که ضررش برای تو بیشتر از نفعش برای دیگران است، بپرهیز» فارسی این جمله می شود: برای کسی بمیر که برایت تب کند. و ما آدم ها خیلی وقت ها برای کسی می میریم که حتی به خاطرش هم نمی آییم!...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط تكتم حسين زاده در سه شنبه سیزدهم مهر 1389 و ساعت 22:26 |
حادثه فتنه سال 88 انگار جرقه ای بود که آتشی زد بر دل اصحاب رسانه که وظیفه شرعی و ملی خود را با به کمال رساندن معنای آزادی بیان! به نحو احسن انجام دهند. البته تاحدی هم، روی دجال های خارجی کم شد و خودمان اساسی  از خجالت خودمان در شفاف سازی و اطلاع رسانی درآمدیم! ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط تكتم حسين زاده در دوشنبه پنجم مهر 1389 و ساعت 23:41 |